سلام دوستان!

امیدوارم که حال تمامتون خوب باشه و از دلدردهای ناشی از پرخوری عید جان سالم بدر برده باشید

چیه ؟؟.. ، چرا اینجوری نیگا میکنی ،مگه کم خوردی؟؟!! خوب من منظورم کسائیه که وقتی میرن مهمونی تا چشم صابخونه رو دور میبینند سه چهارمه ظرف اجیل رو همراه با یه مشت شکلات و دوتا شیرینیمیندازند تو جیبشون تا وقتی که از خونه بیرون هم میرن با خوردن اونها از بیکاری و بیحوصلگی نجات بیابند !!. ( کلک !!..  تو که هنوزم جیبات پره!! )

خوب ، بگذریم ، ببخشید که دو سه روز نبودم ولی نمیدونید من این روزها چقدر سرم شلوغه از روز عید تا حالا وقت سر خاریدن هم ندارم . آخه میدونید همراه یه تعداد هیئت های بازرسی میریم تا از پرسنل های اردو دیدن کنیم و من هم ازشون عکس میگیرم روز دوم عید که رفتیم به دیدن زخمی ها و مریضان اردو تو این دو سه روز بقیش هم نصف افغانستان رو گشتیم : زابل ، پنجوائی ، اسپیروان ، اسپین بولدک ...

عکسهای قشنگی هم گرفتم از منظره ها ، مناطق جنگزده ، سربازان و زندگیشون و از دوستایآمریکائیمون( خطاب به ملینا )      

امروز میخوام به درخواست مبینا خانم ( خواهر ملینا ) که نوشته بودند تو وبلاگ عکس بذارم واستون یه مقدار عکس از گذشته های کابل بذارم که میدونم اگه براتون تکراری نباشه جالبه ، مطمئنآ خیلی از هموطنانمون  این منظره ها رو دیدند ولی یه کم کهنه تر و داغون ترش رو   !!!

این عکسها ، عکسهائیه که حدآقل ماله ۲۵ یا ۳۰ ساله پیشه !

اگه خواستید اون عکسهایی رو هم که خودم تو این چند روز از گوشه و کنار گرفتم براتون میذارم ، اصلا هر جور عکسی که میخواید بگید من بذارم  بشرطی که تو نظرات بگید ( آخه میدونید من واسه اینکار اصلا روحیه ندارم ) 

راستی مبینا خانم گفته بودند که ایمیل آدرسم رو واسش بذارم اگه به سمت راست صفحه یه نگاهی بندازی میبینی که تو قسمت فهرست اصلی یه جائی نوشته ( ایمل ) همونجا کلیک کنی ایمل آدرسم رو میبینی ولی باز واست مینویسم :  ssg205@yahoo.com

از همه بخصوص از ملینا میخوام که این عکسها رو در قسمت ادامه مطلب ببینند ، اگه افغانستان هستند یا افغانستان رو دیدند این عکسها رو با افغانستان امروزی مقایسه کنند و با نظراتشون ما رو شاد کنند .

ادامه مطلب یادت نره!!!


>اینجا کلیک کن ادامش رو ببین<

 

نوشته شده توسط عباس در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 ساعت 6:55 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت